شمس الدين حافظ
46
غزليات حافظ ( فارسى )
اختلاف متنها : 2 - ق - پ - خ - كشتى شكستگانيم چون بسيارى از نسخ معتبر و از آن جمله نسخه جامع « فرزاد » « نشستگانيم » ضبط كردهاند و تضاد نشسته با عبارت « برخيز » يك صنعت ادبى ست ما نيز همان را برگزيديم . ق - پ - ديدار آشنا خ - آن يار آشنا « ديدار آشنا » در اين بيت با توجه به اينكه يكى از معانى « ديدار » چهره مىباشد بر « آن يار آشنا » رجحان دارد و فراگيرتر است . 4 - ق - خ - عرضه دارد پ - عرضه دارم « عرضه دارد » از « عرضه دارم » صحيحتر است . چون برگشت فعل به « آئينه سكندر » مىباشد . 5 - ق - خ - هبوا پ هيوا كلمه « هبوا » از نظر معنا بر « هَيّوا » مرجّح است . 9 - خ - « بنت العنب » كه زاهد - احلى پ - آن تلخوش كه صوفى - اهلى ق - آن تلخوش كه صوفى - احلى پ - آن تلخوش كه صوفى - اهلى « بنت العنب » كه يك تركيب عربى است با « امالخبائث » مناسبت لفظى ادبى دارد و بر « آن تلخوش » مرجّح است . خاصه اينكه پسوند « وش » كه در مورد مشابهت استعمال مىشود با واژه « تلخ » كه صفت مىباشد قابل پيوند نيست و اين پسوند همواره بعد از « اسم » آمده است . در ضمن بايد دانست كه كاربرد تركيبات عربى در زمان حافظ از شيرينكاريهاى ادبى به شمار مىرفته و حاكى از فزونى فضل بوده است . چنان كه غزلياتى چند « ملمع » هم از سرودههاى او در ديوانش وجود دارد . در مصرع دوم بيت فوق نيز « احلى » در نسخه ق و خ صحيح و « اهلى » در نسخهء پ نادرست مىباشد . حافظ در غزلى گفته است : ا گرچه عرض هنر پيش يار بىادبيست * زبان خموش و ليكن دهان پر از عربيست 11 - ق - بده بشارت رندان پارسا را خ - بده بشارت پيران پارسا را پ - بشارتى ده پيران پارسا را « بشارتى ده پيران پارسا را » در نسخه پ بر دو نسخه ديگر از نظر تناسب لفظى واژههاى « پير و پارسا » و هم از جهت شيوايى كلام برترى دارد . و اما در مورد « خوبان پارسىگو » ضبط دكتر خانلرى را كه « تركان پارسىگو » ست در متن گذاشتيم زيرا توصيف « پارسىگو » براى خوبان چيز تازهاى نيست و از مقولهء توضيح واضح است . ( تركان پارسىگو برخى از ايلات فارس بوده و هستند كه پارسى سخن گفتن آنان ملاحتى داشته است . بيت افزون : ق - سركش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد * دلبر كه در كف او مومست سنگ خارا اين بيت در نسخ پ و خ نيامده است .